X
تبلیغات
زولا
مسلم بیگ زاده

دفتر انشای من...

 
 
شاید برای این یکی فرق کنه!
نظرات (1)

مردی در کنار ساحل دورافتاده ای قدم می‌زد. مردی را در فاصله دور می بیند که مدام خم می‌شود و چیزی را از روی زمین بر می‌دارد و توی اقیانوس پرت می‌کند. نزدیک تر می شود، می‌بیند مردی بومی صدفهایی را که به ساحل می افتد در آب می‌اندازد.

* صبح بخیر رفیق، خیلی دلم می خواهد بدانم چه می کنی؟
** این صدفها را در داخل اقیانوس می اندازم. الآن موقع مد دریاست و این صدف ها را به ساحل دریا آورده و اگر آنها را توی آب نیندازم از کمبود اکسیژن خواهند مرد.
* دوست من! حرف تو را می فهمم ولی در این ساحل هزاران صدف این شکلی وجود دارد. تو که نمی‌توانی آنها را به آب برگردانی خیلی زیاد هستند و تازه همین یک ساحل نیست. نمی بینی کار تو هیچ فرقی در اوضاع ایجاد نمی کند؟
** مرد بومی لبخندی زد و خم شد و دوباره صدفی برداشت و به داخل دریا انداخت و گفت:
"برای این یکی اوضاع فرق کرد."

منبع: http://pinkdoll.blogsky.com




شنبه 16 مهر 1390 / 02:11 ب.ظ / مسلم بیگ زاده / چاپ
وبلاگ جدید
شاهکارهای قدیمی عکاسی
هوایی شدی
نشد یه قصری بسازم...
کاخ پارلمانی رومانی، پرهزینه‌ترین بنای جهان
دنباله بهشت...
یادته...!؟
بهانه...
Self Control
انشا در مورد ازدواج
Fairytale
ماجرای پیدا کردن شوهر اینترنتی توسط «دلربا» دختر ننه قمر!
پیرمرد و الاغی درون چاه!
آجر...
یک نفر...
سوتی...
جوونی...
برای زینب...
کلبه
پرواز...
پنج ‌سنت‌ بسیا‌ر ‌عجیب ‌و ‌غر‌یب ‌هند‌و‌ها
3 سوال اساسی از مسئولین در مورد حضور زنان کره‌ای در ورزشگاه آزادی
دنیای طوفان
اجرای زنده محسن یگانه
انواع زن، در لباس‌های مختلف!!!
دوست دختر چیست؟
نیما یوشیج
RVP
در بسته...
خواب گران مسئولان؛ «سیما» از المپیک جا ماند!
کشتار مسلمانان میانمار را متوقف کنید!
دانلود آلبوم جدید شادمهر عقیلی - طرفدار
فیلم تو!
لوکاس پودولسکی
بازتاب قهرمانی اسپانیا در شبکه های اجتماعی!
مه‌ی...
راهکار تضمینی برای افزایش سرعت اینترنت
چشم‌هایش
می دونستی...
با تو...
سیزده و هفتاد و پنج صدم!
روز زن
دفتر انشای من...!
تحریم...!
آینه
روز برفی...
اسکار
جرأت...
کوچه پشتی
کپی رایت


 

قالب وبلاگ

هاست لینوکس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سایت و قالب وبلاگ

طراحی وب