X
تبلیغات
رایتل
دفتر انشای من ...

روزمرگی مسلم بیگ‌زاده

 
 
نشد یه قصری بسازم...
نظرات (1)

مریم حیدرزاده / یا تو یا هیچ‌کس دیگه / نشد یه قصری بسازم


نشد یه قصری بسازم پنجرهاش ابی باشه
نشد یه قصری بسازم پنجرهاش ابی باشه
من باشم و اون باشه و یک شب مهتابی باشه
نشد یه جا بمونه و آخر بشه ماله خودم
حتی یه بار یادش نموند ماه و روز تولدم
با همه التماس من نشد دیگه نره سفر
شعرام بجز اون روی هر دیوونه ای گذاشت اثر
نشد برم بغل بغل واسش شقایق بچینم
نه این که من نخوام برم نزاشت گلهارو ببینم
نشد همه دعا کنن همیشه اون باشه پیشم
یکی میگفت خواب دیده که اون گفته عاشقش میشم
اما نشد ، اما نشد قسمت ما یه لحظه ی روشن و خوش
پیغام واسش فرستادم بیا بازم منو بکش
نسد که نشکنه بازم این چینی شکستنی
هیچ جای دنیا ندیدم هیچ جای دنیا ندیدم
عجب چشای روشنی
باور نکرد یه موژشو به صدتا دریا نمیدم
یه تار مو خواستم نداد گفت به تو دنیا نمیدم
راست میگه هر چی اون بگه راست میگه هر چی اون بگه
من کجا و دیوونگی
چه جوری به حرفش گوش کنم
اون گفت بچسب به زندگی
خلاصه آخرش نشد ما گل سرخ رو بو کنیم
اون گفت برو که بتونیم خوب حفظ آبرو کنیم
نشد یه بار برسم به آرزوهای محال
یه خاطره مونده برام با یه سبد میوه کال
نشد منم واسه یه بار به آرزوهام برسم
گذشته کار از کارمون
دیر شده به خدا قسم
نشد به موقع این کویر ابری بشه بارون بگیره
نشد خودش آینه که هست بیاد و شمعدون بگیره
نشد بپاچم زیر پاش عطر گل محمدی
نشد بهم جواب بده
حتی بهم بگه بدی
نشد دوستت دارم بگه
به من که نه به دیگری
نشد یه بارم رد بشه
از روی شعرا سرسری
نشد یه کاری بکنه
که بدونم دوستم داره
آتیش گرفتم و یه بار
نگام نکرد بگه آره
نشد یه بار حرف بزنه
نزاره پای سرنوشت
نشد یه شب نگم خدا الهی که بره بهشت
نشد بشه یه بار واسش یه فال حافظ نگیرم
نشد تو رویاهام براش روزی هزار بار نمیرم
نشد بره
نشد نره
نشد بخواد
نشد بیاد
نشد ولی
شاید بشه
واسم دعا کنید
زیاد
از شما پنهون نکنم
یه حرفهایی بهم زده
گفته همین روزا میاد
اما هنوز نیومده
قصه داره تموم میشه
مثل تموم قصه ها
فقط واسم دعا کنید
اول خدا بعدا شما
قصه داره تموم میشه
مثل تموم قصه ها
فقط واسم دعا کنید
اول خدا بعدا شما 


``````````````````````````````````````````````

مریم حیدر زاده

نشد یه قصری بسازم

یا تو یا هیچ‌کس دیگه (آلبوم)

تاریخ انتشار 1379

مدت زمان آهنگ 05:37 دقیقه

حجم آهنگ 5.14 مگابایت (کیفیت 128)

برای دانلود بر روی لینک زیر کلیک کنید

Page Download




چهارشنبه 3 اردیبهشت 1393 / 07:46 ب.ظ / مسلم بیگ زاده / چاپ
یادته...!؟
نظرات (10)


مریم حیدرزاده / یا تو یا هیچکس دیگه / یادته / 1383


روزای خیلی طلایی یادته؟


روزای خیلی طلایی یادته؟ 

روز ترس از جدایی،یادته؟


روز تمرین اشاره یادته؟

شب چیدن ستاره یادته؟


شعرای کتاب درسی یادته؟

یادته گفتی می ترسی، یادته؟


عکسمون تو قاب عکس و، یادته؟

بله‌ی بدون مکث و یادته؟


دستمون تو دست هم بود یادته؟

غصه هامون کم کم بود، یادته؟


چشم نازت مال من بود یادته؟

دیدن من قدغن بود یادته؟



روزگار قهر و آشتی یادته؟

هیج کس و جز من نداشتی، یادته؟


رویاهای آسمونی،یادته؟

قول دادی پیشم بمونی، یادته؟


روزای بی غم و غصه یادته؟ 

ببینم اول قصه یادته؟


عصر ابراز علاقه یادته؟

خبر خوش کلاغه، یادته؟


دست گرمت تو زمستون یادته؟

شونه من زیر بارون یادته؟


واسه خنده اجازه یادته؟

اونا که می گفتی رازه، یادته؟



یادته فال های حافظ تو حیاط؟ 

یادته قسم جون شاخه نبات؟


گل سرخا رو نچیدیم یادته؟

یه روزی هم و ندیدیم؛ یادته؟


حرفامون سر صداقت یادته؟

تو، تو مجازات خیانت، یادته؟


پنهونی سر قرارا، یادته؟

تأخیرات توی بهارا یادته؟


گوش ندادیم به نصیحت، یادته؟

گشتنت دنبال فرصت یادته؟


دستات و میخوام بگیرم یادته؟

راستی تو، بی تو می میرم یادته؟


دونه دادن به کبوتر یادته؟

خاطرات توی دفتر یادته؟


فال با نیت رسیدن یادته؟

طعم قهوه رو چشیدن یادته؟



واسه فال قهوه رو خوردن یادته؟

روزی صد بار بی تو مردن، یادته؟


یادته دعا، یادته دعای زیر طاقیا؟

کنار بوته های عقاقیا؟


زیر اون درخت گیلاس، یادته؟ 

با دوتا شاخه گل یاس؛ یادته؟


یادته گفتن راز، به قاصدک؟

یادته، چه قدر به هم گفتیم، کمک؟


فکر بودن توی قایق یادته؟ 

تو به من گفتی شقایق، یادته؟


پیش هم بودیم نذاشتن، یادته؟ 

اونا ما رو دوست نداشتن، یادته؟


نامه بدون امضاء یادته؟

اسم مستعار رویا، یادته؟


طرح اون انگشتر من یادته؟

پاسخ مختصر من یادته؟


فال حافظ شب یلدا، یادته؟

اسمم و گذاشتی شیدا یادته؟


چیزی خواستیم از خدامون یادته؟

مستجاب نشد دعامون، یادته؟


چشمون زدن حسودا یادته؟

چشامون شد مثل رودا، یادته؟



گفتی ما باید جداشیم یادته؟ 


گفتی ما باید جداشیم یادته؟

گفتی باید بی وفاشیم، یادته؟


یه دفه ازم بریدی؛ یادته؟

خط رو اسم من کشیدی؛ یادته؟


گفتی عشق تو هوس بود یادته؟

گفتی خوب بود ولی، بس بود یادته؟


حلقه من دست تو دیدم؛ یادته؟


حلقه من دست تو دیدم یادته؟

 کلی سرزنش شنیدم؛ یادته؟


چشم من به چشمت افتاد یادته؟

کاری که دست دلم داد؛ یادته؟




حالا اومدم، همون جا وایسادم؛


حالا اومدم همون جا وایسادم

که تقاضای تو رو جواب دادم


درآوردم از دسم انگشترو 

جا گذاشتمش همونجا، دفترو


اما قول دادم به قلبم و خدا

دیگه دل ندم به عشق آدما 


حیف شعری که نوشتم یادته

شعر من بدم باشه، زیادته


حیف شعری که نوشتم یادته

شعر من بده ولی، زیادته


برای دانلود ترانه یادته با دکلمه (صدای) مریم حیدرزاده بر روی لینک زیر کلیک کنید

Page Download




جمعه 17 آبان 1392 / 07:25 ب.ظ / مسلم بیگ زاده / چاپ
نیما یوشیج
نظرات (14)

نیما یوشیج 

 

 

زندگینامه

نیما یوشیج که نام اصلی اش علی اسفندیاری بود در سال 1276 شمسی در روستای یوش مازندران چشم به جهان گشود. پدرش ابراهیم خان نوری از راه کشاورزی و گله داری روزگار می گذرانید. ایام کودکی اش را در روستای خود به تحصیل پرداخت و از آنجا به تهران آمد تا در دبیرستان سن لویی که یک مؤسسه متعلق به هیات کاتولیک رمی بود به تحصیل ادامه دهد. در این مدرسه یکی از معلمین وی نظام وفا بود که در اثر تشویقهای او به سرودن شعر روی آورد. او زبان فرانسه را به خوبی فرا گرفت و با ادبیات اروپا آشنا شد. محمدرضا عشقی در روزنامه قرن بیستم بخشی از شعر افسانه نیما را منتشر کرد. نیما در سال 1317 شمسی جزو گروه کارکنان مجله موسیقی، مجله ماهانه وزارت فرهنگ در آمد. وی یک سلسله مقاله در این مجله نوشت و در آنها نظرات فیلسوفان را در خصوص هنر و تأثیر آثار اروپایی را در ادبیات بعضی از ممالک شرقی مورد بررسی قرار داد. او در سال 1328 ه.ش. در روابط عمومی و اداره تبلیغات وزارت فرهنگ مشغول به کار شد و بالاخره در سال 1338 شمسی در تجریش تهران دار فانی را وداع گفت.

 

ویژگی سخن

نیما در نتیجه آشنایی با زبان فرانسه، با ادبیات اروپایی آشنا شد و ابتکار و نو آفرینی را از این رهگذر کسب کرد. او یکی  از پایه های رهبری سبک نوین گردید و در این راه تلاش و سعی زیادی نمود. اشعار نخستین او با اینکه در قالب اوزان عروضی ساخته شده از مضامین نو و تخیلات شاعرانه برخوردار است که در زمان خود موجب تحولی در شعر گردید. نیما در آثار بعدی خود اوزان شعر عروضی را می شکند و شعرش را از چارچوب وزن و قافیه آزاد می سازد و راهی تازه و نو در شعر می آفریند که به سبک نیمایی مشهور می گردد.

 

معرفی آثار

از آثار او عبارت است از: شعر من، ماخ لولا، ناقوس، شهر صبح شهر شب، آهو و پرنده ها، دنیا خانه من است، قلم انداز، نامه های نیما به همسرش، عنکبوت، فریادهای دیگر، کندوهای شبانه، حکایات و خانواده سرباز، آب در خوابگه مورچگان، در سال 1364 مجموعه ای کامل از آثارش منتشر شد.

 

گزیده ای از اشعار

قو

صبح چون روی می گشاید مهر

روی دریا سرکش و خاموش

می کشد موجهای نیلی چهر

جبه ای از طلای ناب به دوش

 

صبحگه سرد و تر  در آن دمها

که ز دریا نسیم راست گذر

گل مریم  به زیر شبنمها

شستشو می دهد بر و پیکر

صبحگه، کانزوای وقت و مکان

دلرباینده است و شوق افزاست

بر کنار جزیره های نهان

آن چنان که از گلی دسته

پیش نجوای آبها تنها

وسط سبزه خزه بسته

تنش از سبزه بیشتر زیبا

می دهد پای خود تکان، شاید

که کند خستگی ز تن بیرون

بالهای سفید بگشاید

بپرد در برابر هامون

بپرد تا بدان سوی دریا

در نشیب فضای مثل سحر

برود از جهان خیره ما

بزند در میان ظلمت پر

برود در نشیمن تاریک

با خیالی که آن مصاحب اوست

در خط روشنی چو مو باریک

بیند آن چیزها که در خور قوست

لک ابری که دور می ماند

موجهایی که می کنند صدا

وندر آنجا کسی نمی داند

که چه اشکال می شوند جدا

لیک مرغ جزیره های کبود

در همین دم که او به تنهایی

سینه خالی ز فکر بود و نبود

می کند فکرهای دریایی

نظر انداخته سوی خورشید

نظری سوی رنگهای رقیق

با تکانی به بالهای سفید

بجهیده است روی آب عمیق

بر خلاف تصور همه او

شاد و خرم به دیدن آب است

گر کسی هست یا نه ناظر تو

قو در آغوش موجها خواب است

 

می تراود مهتاب

می تراود مهتاب

می درخشد شبتاب

نیست یک دم شکند خواب به چشم کس و لیک

غم این خفته چند

خواب در چشم ترم می شکند

نگران با من ایستاده سحر

صبح می خواهد از من

کز مبارک دم او آورم این قوم به جان باخته را بلکه خبر

در جگر لیکن خاری

از ره این سفرم می شکند

نازک آرای تن ساق گلی

که به جانش کشتم

و به جان دادمش آب

ای دریغا به برم می شکند

دستها می سایم

تا دری بگشایم

بر عبث می پایم

که به در کس آید

در و دیوار به هم ریخته شان

بر سرم می شکند

می تراود مهتاب

می درخشد شبتاب

مانده پای ابله از راه دور

بر دم دهکده مردی تنها

کوله بارش بر دوش

دست او بر در می گوید با خود

غم این خفته چند

خواب در چشم ترم می شکند

 

 

خانه ام ابری است

خانه ام ابری است

یکسره روی زمین ابری است با آن

از فراز گردنه، خرد وخراب و مست

باد می پیچد

یکسره دنیا خراب از اوست

و حواس من

آی نی زن، که تو را آوای نی برده است دور از ر، کجایی؟

خانه ام ابری است اما

ابر بارانش گرفته است

در خیال روزهای روشنم کز دست رفتندم

من رو به آفتابم

می برم در ساحت ذریا نظاره

و همه دنیا خراب و خرد از باد است

و به ره، نی زن که دایم می نوازد نی، در این دنیای ابر اندود

راه خود را دارد اندر پیش




چهارشنبه 22 شهریور 1391 / 06:06 ب.ظ / مسلم بیگ زاده / چاپ
وبلاگ جدید
شاهکارهای قدیمی عکاسی
هوایی شدی
نشد یه قصری بسازم...
کاخ پارلمانی رومانی، پرهزینه‌ترین بنای جهان
دنباله بهشت...
یادته...!؟
بهانه...
Self Control
انشا در مورد ازدواج
Fairytale
ماجرای پیدا کردن شوهر اینترنتی توسط «دلربا» دختر ننه قمر!
پیرمرد و الاغی درون چاه!
آجر...
یک نفر...
سوتی...
جوونی...
برای زینب...
کلبه
پرواز...
پنج ‌سنت‌ بسیا‌ر ‌عجیب ‌و ‌غر‌یب ‌هند‌و‌ها
3 سوال اساسی از مسئولین در مورد حضور زنان کره‌ای در ورزشگاه آزادی
دنیای طوفان
اجرای زنده محسن یگانه
انواع زن، در لباس‌های مختلف!!!
دوست دختر چیست؟
نیما یوشیج
RVP
در بسته...
خواب گران مسئولان؛ «سیما» از المپیک جا ماند!
کشتار مسلمانان میانمار را متوقف کنید!
دانلود آلبوم جدید شادمهر عقیلی - طرفدار
فیلم تو!
لوکاس پودولسکی
بازتاب قهرمانی اسپانیا در شبکه های اجتماعی!
مه‌ی...
راهکار تضمینی برای افزایش سرعت اینترنت
چشم‌هایش
می دونستی...
با تو...
سیزده و هفتاد و پنج صدم!
روز زن
دفتر انشای من...!
تحریم...!
آینه
روز برفی...
اسکار
جرأت...
کوچه پشتی
کپی رایت


 

قالب وبلاگ

هاست لینوکس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سایت و قالب وبلاگ

طراحی وب