X
تبلیغات
رایتل
دفتر انشای من ...

روزمرگی مسلم بیگ‌زاده

 
 
در بسته...
نظرات (14)

امروز یکم تو دانشگاه کار داشتم واسه همین صبح زود با عجله رفتم دانشگاه.

تو محوطه دانشگاه دیدم چندتا پسر و دختر نشستن و با خیال راحت گل می‌گفتن و گل می‌شنفتن

شاید اتفاق عجیبی نباشه اما تو دانشگاه آزاد اسلامی واحد ایلام خیلی عجیبه!

آخه به زن و شوهرها هم اجازه نمی‌دن کنار هم بشینن و یا قدم بزنن

بگذریم...

همین که رسیدم دم در ورودی ساختمون اداری، دیدم قفل قفل بود

اول گفتم شاید چون دیشب شب احیا بوده، به کارمندا این اجازه رو دادن ساعت 10 به بعد بیان

اما من خیلی کار داشتم و نمی‌تونستم تا ساعت 10 وایسم؛ واسه همین دوباره برگشتم ولی این بار یه چیز عجیب‌تر دیدم... 

همین که چشمم بهش خورد همه چیز رو تا آخر رفتم. 

کارمندای محترم دانشگاه رفتن خونه استراحت کنن. طفلکیا تو این گرما و زبون روزه نمی‌تونن بیان سر کار آخه...




یکشنبه 22 مرداد 1391 / 07:04 ب.ظ / مسلم بیگ زاده / چاپ
وبلاگ جدید
شاهکارهای قدیمی عکاسی
هوایی شدی
نشد یه قصری بسازم...
کاخ پارلمانی رومانی، پرهزینه‌ترین بنای جهان
دنباله بهشت...
یادته...!؟
بهانه...
Self Control
انشا در مورد ازدواج
Fairytale
ماجرای پیدا کردن شوهر اینترنتی توسط «دلربا» دختر ننه قمر!
پیرمرد و الاغی درون چاه!
آجر...
یک نفر...
سوتی...
جوونی...
برای زینب...
کلبه
پرواز...
پنج ‌سنت‌ بسیا‌ر ‌عجیب ‌و ‌غر‌یب ‌هند‌و‌ها
3 سوال اساسی از مسئولین در مورد حضور زنان کره‌ای در ورزشگاه آزادی
دنیای طوفان
اجرای زنده محسن یگانه
انواع زن، در لباس‌های مختلف!!!
دوست دختر چیست؟
نیما یوشیج
RVP
در بسته...
خواب گران مسئولان؛ «سیما» از المپیک جا ماند!
کشتار مسلمانان میانمار را متوقف کنید!
دانلود آلبوم جدید شادمهر عقیلی - طرفدار
فیلم تو!
لوکاس پودولسکی
بازتاب قهرمانی اسپانیا در شبکه های اجتماعی!
مه‌ی...
راهکار تضمینی برای افزایش سرعت اینترنت
چشم‌هایش
می دونستی...
با تو...
سیزده و هفتاد و پنج صدم!
روز زن
دفتر انشای من...!
تحریم...!
آینه
روز برفی...
اسکار
جرأت...
کوچه پشتی
کپی رایت


 

قالب وبلاگ

هاست لینوکس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سایت و قالب وبلاگ

طراحی وب